کلبه ی دوستی
بیا بگشای در٬بگشای٬دلتنگم حریفا!میزبانا!میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد تگرگی نیست٬مرگی نیست صدایی گر شنیدی٬صحبت سرما و دندان است من امشب امدستم وام بگذارم حسابت را کنار جام بگذارم چه می گویی که بیگه شد٬سحر شد٬بامداد امد؟ سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت هوا دلگیر٬درها بسته٬سرها در گریبان٬دستها پنهان نفسها ابر٬دلها خسته و غمگین٬درختان اسکلتهای بلور اجین زمین دلمرده٬سقف اسمان کوتاه غبار الود٬مهر و ماه زمستانست {مهدی اخوان ثالث}
نه از رومم٬نه از زنگم٬همان بیرنگ بیرنگم
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت
21:20 توسط چراغی| |





